آخرین پست من در کلبه ی طوفان زده
خدا وقتی بندگانش را می آفرید
با پری از مرغ پر طلا
با قلم نوک طلا
به روی پیشانیشان نوشت قصه ی خوب سرنوشت
اما نوبت به ما که رسید
مرغ پر طلا پرید
قلم نوک طلا شکست
و خداوند پری از مرغ غم گرفت و به روی پیشانیمان نوشت قصه ی تلخ سرنوشت
سرنوشت را نتوان از سر نوشت
خدا جونم امشب می خوام باهات یه جور دیگه حرف بزنم
آخه می دونی هیچ کسی حاضر نیست به درد دلهام گوش بکنه
خدا جونم دلم اینقد گرفته . شب قدره همه میان پیشت، از کرده هاشون پشیمونن
می خوان توبه کنن خدایا من روم نمیشه حتی بیام بگم از کرده هام پشیمونم
اصلا نمی دونم کاری کردم که ازم بدت بیاد ؟. خدا کنه که کار بدی نکرده باشم
خدا جونم هر چی هستیم آفریده ی توایم چیکار کنیم؟ می خوای قبولمون نکنی ؟
خدایا خودت ما رو آفریدی . یه بچه بد رو مادرش قبول می کنه هر چه قدر هم بد باشه باز دلش
به حالش می سوزه . یعنی تو می خوای بگی که ما رو دیگه دوست نداری خدا جونم نگو سرمو درد آوردی که حرفم زیاده
یا شایدم اصلا امروز اینقد سرت شلوغه که پیام ما رو نمی خونی یا صدامون رو نمی شنوی
خدا جونم اینقد دلم برات تنگه. بمیرم برات منی که هیچ کس رو ندارم براش درد دل کنم
ولی تو رو دارم تو واسه کی درد دل می کنی .
خدا جونم کمکم کن یه آدم دیگه ای بشم که دوستم داشته باشی
که حرفهامو بشنوی
که خواسته هامو بهم بدی
خدا جونم تا نگی که منو، لیلای گناهکار رو لیلای پشیمون رو بخشیدی از جلوی درت تکون نمی خورم حتی اگه تا صبح هم باشه .
خدا جونم تو که می دونی تو دلم چی میگذره
تو رو قسم میدم به این شبهای عزیز
تموم جوونا رو به راه راست هدایت کن
همه پدر و مادر ها رو سالم و سلامت نگه دار
مسافرها رو سالم به مقصد برسون
تموم بیمار ها رو شفا بده
و در ظهور امام زمان تعجیل عنایت فرما
خدایا اگه به حرفام هم گوش نداده باشی بذار دلم خوش باشه فکر کنم که به حرفام گوش دادی
خدا جونم این آخرین پستیه که تو وبلاگم می نویسم کمک کن که هر خاطره ای که اینجا با خودم دارم بتونم فراموش کنم
خدایا کمکم کن
ابوالفضل جونم تولدت مبارک
سلام به همه
امیدوارم که حال همه تون خوب باشه
می دونین دیروز یه اتفاق خوبی برام افتاد. چه خوبه که آدم همیشه خوشحال باشه
همیشه شادی بیاد تو زندگیش ولی دیروز یه اتفاق دیگه ای هم افتاد که اون اتفاقه رو یه جورایی خنثی
کرد خیلی مبهم حرف زدم نه
بذارین براتون بگم . من دیروز دقیقا ساعت 9:55 دقیقه برای سومین بار عمه شدم
شاید به نظر شما جالب نباشه ولی من خیلی خوشحال شدم ولی بعد اصلا اون یکی رو بی خیال
خیلی دلم پره . یه نفر از بین شما می دونه چی دارم میگم.
خدایا من چیکار کنم
رفتیم بیمارستان برای دیدن بچه الهی من فداش بشم یه پسر خوشگل مامانی
اسمش رو هم باباش گذاشته ابوالفضل
انشالله قسمت شما هم بشه .
راستی یکی اومده تو وبلاگم نوشته فقط سلام اسمش هم دوست
اصلا نشونی هم از خودش به جا نذاشته خواهش می کنم اگه باز اومدی یه نشونی بذار خیلی کنجکاو شدم که ببینم کی هستی
بعد
بعد
بعد
هیچ چی دیگه سالم و سلامت باشین به خدا میسپارمتون
نظر یادتون نره
نمی دونم کی نوشته ولی خیلی زیبا نوشته
اگه اجازه داشتم یه رویا داشته باشم رویام کنار تو بودن بود
اگه می گفتن اجازه داری تو عمرت یه آرزو داشته باشی آرزوم داشتن دستات تو دستام بود .
اگه بهم می گفتن که فقط می تونی یه جمله حرف بزنی حتما اون جمله رو وقتی می گفتم که تو چشما ت زل زده بودم و می گفتم دوستت دارم
اگه بهم می گفتن می تونی فقط یه ثانیه زیبایی رو ببینی اون یه ثانیه فقط به صورت زیبای تو نگاه می کردم
اگه می گفتن این آسمونا با پرنده هاش واسه تو ...! .. حتما اونا رو واسه تولدت بهت هدیه میدادم
اگه می گفتن می تونی یه کاری کنی که همیشه شاد باشی می گفتم کاری کنن که هیچ موقع ابرای سیاه تو چشات نشینن که یه وقت
چشای نازت تر بشه و گونه هات خیس
و می گفتم یه لبخند که موقع شادیت می زنی رو لبات به جاش بذارن
آخه عزیزم تو که بهتر می دونی شادی من تو لبخند نازنین تو
اگه آسمونو با ستاره های نازش بهم میدادن هیچ موقع قبول نمی کردم آخه چشای تو با ستاره هاش برام کافیه
اگه می گفتن می تونی یه چیز کم ارزش رو بدی و به جاش یه چیز بی نهایت ارزشمند رو بگیری
اون موقع می گفتم که جون منو بگیرن و به تو یه عمر بی نهایت طولانی بدن .
دوستت دارم
بخوان به نام عشق
از گفته ها تنها کلام توست که می ماند
از این پنجره شامگاه را پیشباز می کنم
می گفتی :
لالایی بلند مژگانت را دوباره خواهم شنید
آغاز کن که شبی به بلندی انتظار یافته ام
سلام سلام سلام
ببخشید که یه مدتی آپ نکردم .
عروسی داداشم بود
جاتون خالی خیلی خوش گذشت .
انشالله قسمت همه تون بشه ( آمین آمین آمین )
عروسی رو میگم .
ممنونم از اونهایی که اومدن و تو وبلاگم نظر دادن از کیمیا جونم هم ممنونم
واز اونهایی هم که اومدن و نظر ندادن ولی رد پاشون رو تو وبلاگم جاگذاشتن .
این تیکه از آخر افتاده بود ببخشید
- بیچاره جوونه ها
- نه بابا وضعشو ببین از اون خر پولهای رفاه زده است
- حقش بود بمیره اصلا خدا رحمتش هم نکنه
می خندم چشام کم کم بسته میشه دیگه هیچ صدایی نمی شنوم فقط می دونم که تو می خندی.
ادامه داستان میخندی
ادامه داستان بخونین ولی تو رو به خدا نظر بدین
می خندم اما این بار به قدری بلند که ماشین بغلی بوق میزنه بر می گردم می گه دیوونه . ناراحت نمیشم اینقدر بهم گفتی که
حتی اسم خودم رو فراموش کردم بوقی میزنم و پامو میذارم رو گاز می خوام زودتر به تو برسم وقتی رسیم در خونه ات با سرعت زیاد
میام و از پشت میزنم ماشینتو داغون می کنم تو میای داد می زنی ، قهقهه می زنم
هیس ، خفه شو ، خسارتشو میدم ، دلم خواست .
جوجه رو هر وقت بشماری آخر پاییزه و تو داغون میشی و نوک دماغت قرمز میشه مثل همه وقتهایی که عصبانی میشدی و من باز قهقهه می زنم .
پولمو به رخت میکشم یادته هر وقت می گفتم به رنگ سبز علاقه دارم تو سبزی اسکناس هات رو به رخم می کشیدی
اینقدر این کارو کردی از سبز هم متنفر شدم . نه یه کار بهتر می کنم یه میلیون پنج تومنی میگیرم زیرش دفنت می کنم تا خفه شی فکر کن
بگن فلانی با اون دبدبه و کبکبه زیر 5 تومانی خفه شد.
چه خفت باره .حتی مامان افاده ایت هم نمیاد سر جنازه ات آخه کلاسش میاد پایین .
نگران نباش خودم میشینم سر جنازه ات و زار زار گریه می کنم آخه هنوز دوستت دارم ولی خودت خواستی.
یه کار دیگه هم می تونم بکنم میام همه جای بدنت رو زخمی می کنم بعد تکه تکه ات می کنم روش نمک می پاشم یه کم آبلیمو میریزم الکل هم خوبه ها
قبلش ازت می پرسم هر کدوم رو خودت خواستی ، ببین با اون همه بدی باز دوستت دارم .
می خوام همه دنیا بدونن من چقدر پولدارم . تازه ماشین و خونه هم روش مهم نیست از کجا آوردم
مهم نیست پلیس در به در دنبالم می گرده
مهم اینه که من حقمو گرفتم تو بگو بد کاری کردم حیف پولهای بی زبونی نیست که تو گاوصندوق بخوابه
اونوقت من دربه در دنبالش بگردم می خوام انتقام بگیرم انتقام خودمو همه بچه هایی رو که تو شب یلدا جوجه های آخر پاییز رو میشمرن باید
بهم پاداش هم بدن
می خندی؟
عیب نداره عادتته بخند هر چه قدر می تونی بخند . چون شاید وقتی برای خندیدن نداشته باشی
راستی نگران کفنت هم نباش خودم برات از پول کفن درست می کنم اما از اسکناس 20 تومانی تا هم سبز باشه هم یه باز دیگه تو قبر دق کنی وقتی
ببینی با چه وضعی مردی
پامو میذارم روگاز
180
200
220
صدای سی دی رو بلند تر می کنم . تو این مثلث غریب ستاره ها رو خط زدم .خودمم با اون می خونم
ماشینها یک یک از کنارم میگذرن و بوق میزنن بی تفاوت به همه اونها
سهم من از بودن تو یه خاطره است همین و بس
سی دی رو خاموش می کنم سهم من از بودن تو یه ... داد می زنم نه فقط یه خاطره نیست سی دی رو میشکنم و میندازم بیرون وتو باز می خندی
من محو تماشای خنده تو فراموش می کنم که جوجه های آخر پاییزی چه رنگی دارن
بومب
چشام دیگه باز نمیشن تنها چیزی که احساس می کنم گرمی خونیه که از لا به لای موهام میدوه بی هدف راه خو رو ادامه میده معلوم نیست به کجا میره مثل خودم احساس ضعف می کنم
ولی باید بلند شم من که برای مردن نیومده بودم این حوالی کار داشتم
اشکام راه خون رو ادامه میدن انگار مسابقه دارن
می خندی
این داستان رو دوست عزیزم مینا جونم نوشته
مال چند سال پیشه. تو استان مقام اول رو کسب کرد ولی نامردها دیگه مسابقه کشوری رو برگزار نکردن
و موند . خلاصه
اسم داستان : می خندی
جستجوی پلیس برای دستگیری سارق ادامه دارد به گزارش ....
می زنم زیر خنده ، دیوونه ها ، آخه دیروز هم تو تلویزیون عکسمو نشون می دادند رادیو رو خاموش می کنم و به جاش سی دی رو روشن
می کنم شیشه رو پایین می کشم و پقی می خندم می بینی فقط تو بلد نیستی بخندی اگه تو به من می خندی من به این همه پلیس که دارن بیهوده می گردن می خندم
دیوونه ان نه ؟ نمی دونن چه نقشه هایی کشیدم می خوام عدالت رو برقرار کنم به همه نشون بدم عدالت یعنی چی.
می خندی تو دلت میگی عقده ای .آره
تو فکر کن عقده ای ام
تو فکر کن حسودی می کنم به ماشین مدل بالایی که بابات روز تولدت بهت داده یا خونه ی مستقلی که داری توش زندگی می کنی اونوقت من احمق دارم تو خونه ی
اجاره ای کلنگی برای تو احمق شعرها میگم آخه چند ساله که عاشقتم ولی بهت گفتم خندیدی
گفتی ، من خونه ی مستقل دارم می دونستی گفتم :نه . تازه ماشین هم مال خودمه می دونستی گفتم :نه اگه بخوای شماره موبایلمو بدم که بیشتر آشناشیم من فقط نگات کردم
به من جواب رد دادی ولی حیف که دوست داشتم وگرنه ...
اولین بار که بهت زنگ زدم یادته حتی حالمو نپرسیدی من حرف زدم و تو گفتی درسته ، باشه ، شاید حاجی خانم .
گفتم لیلا و تو همش تکرار کردی من گفتم و تو تکرار کردی آخرش خندیدی و گفتی آخه حاجی خانم خیلی بهت میاد
هیچ چی نگفتم چون دوستت داشتم ولی اگه حالا بگی فکتو میارم پایین . دیگه زمونه عض شده ماشین زیر پامو نگاه کن با کلاس تر از
پژوی لکنتی تو هستش می خندم ، شمارم رندتر از شماره ی مسخره ی تو هستش باز می خندم بهت نگفته بودم دو کوچه بالاتر از خونه تو
واسه خودم یه خونه خریدم می خندم اما
کاش می شد
کاش میشد با اشک چشمهایم وضو بگیرم و به نیت رسیدن به تو نماز وصال را به اقامه بایستم و نامت را که طنین دل یخ زده ام
بود در تکبیرهایم فریاد بزنم و به جای حمد تو را ثنا بگویم و مهربانی چشمهایت را که مرا عاشق کرده و از خود رها در توحیدم بستایم
و در مقابل قامت رعنایت به رکوع و سجده بیفتم و فروتنی ات را ستایش کنم و در قنوتم چشم نیاز به آسمان مهربانی و بخشندگی ات بدوزم
کاش...
در مدرسه از نشاطمان کم کردند
از فرصت ارتباطمان کم کردند
خواستیم به هم عشق تعارف بکنیم
از نمره ی انضباطمان کم کردند![]()
بی عشق تو ،زندگی بی معناست (سلندیون)
اگر ترکم کنی
زندگی ادامه خواهد داشت
و ستارگان همچنان خواهند بود
درخشان چون الماسهایی در آسمان
حتی اگر اکنون وداع می کنی
اه ، ساعت متوقف نخواهد شد نه
و خورشید همچنان نور افشانی خواهد کرد
اگر در کنارم نباشی
دنیا همچنان در گردش خواهد بود
اما عزیزم بی معنا خواهد بود
فقط زندگی بی عشق تو بی معنا خواهد بود
چگونه می توانم زندگی کنم
و مانند زندگی کردن بدون زنده بودن خواهد بود
اگر از این در قدم بیرون می نهی
چه چیزی باقی می ماند
که با آن زندگی کنم
و چه کاری برای انجام دادن خواهد بود
و بدون تو چه کسی خواهم بود
اه ساعت متوقف نخواهد شد نه
و هر روز همانگونه پیش می رود
همچنان هوا برای تنفس باقی است
و باران و خورشید متوقف نمی شوند
اما می دانی هیچ نخواهم داشت
هیچ زندگی ای نخواهم داشت
اگر عاشق به عشق تو نباشم
اگر تو را در کنار خود نبینم ![]()
باران
آسمان می غرد ، فریادد سر می دهد
قطرات باران خود را به شیشه می کوبند
انگار می خواهند چیزی بگویند
یعنی ... چه ؟
تو می دانی؟
آنها با کوبیدن خود به شیشه آهنگی را سر داده اند
شاید این ملودی عشق است
نه نه اینطور نیست
گویی چیزی را زمزمه می کنند ولی هنوز برایم نا مفهوم است
آنها هم فهمیده اند که من منظورشان را نمی فهمم پس
پرسرعت تر و تند تر بر روی شیشه فرود آمده و فریاد می زنند
حالا اینها هر چه می گویند بگذار بگویند .
مهم تویی که چه بشنوی .
من صدای دوستت دارم را از لابه لای فریاد قطرات باران شنیدم
آسمان دوباره می غرد ، فریاد سر می دهد
آیریلیق هواسی
بو نی چالان بو گئجه آیریلیق هواسی چالیر
نی ین یانخلی سسی اود سالیر اورک چابالیر
سن ایستسن گئدسن گت گوزوم دالونجا قالیر
اورکده غم قوشو سن گئتسن آشیانه سالیر
منه اولوم بو گئجه آیریلیقدان آساندی
آماندی گئتمه دایان گئتمه قال جانیم یاندی
پولاددان اولسا اورگ آیریلیق غمی اریدیر
بو اود داشی کول ائدیر یئل کولون هوایه سپیر
او گئتسه جان بدنیمدن چیخیب دالیجا گئدیر
بو غربت اولکده کیم من غریبی دفن ائلییر
الهی آیریلیق اوز سئوگیلیندن آیریلسن
زمانه دفتر عمرون همیشلیک جیرسین
منیم ستاره ی بختیم همیشه لیک باتدی
بو آیریلیق منی ییخدی مرامینه چاتدی
شراب عیشیمه جان یاندران زهر قاتدی
سینمده بیر قوجامان داغ کیمین دومان یاتدی
معاف ائدیب بیزی بیگانه لر بلالردن
بلا چکیر باشیمیز ایندی آشنا لردن
آماندی گئتمه من بینوادن آییرلما
یادین دالیجا گئدیب آشنادن آیرلما
بنفشه غنچه سی باد صبادن آیریلما
خمار باخان گوزووه آغلایان گوزوم قربان
گوزوم ، سوزوم ،غزلیم ، دفتریم ،اوزوم، قربان
گوزل لرین گوزلی شاهکار خلقت سن
قیزیل گولون بوداغی زینت طبیعت سن
نازین سحر چاغیسان بیر پارا لطافت سن
حقیقتا کی لطافت ده بی نهایت سن
قاران قولوق گئجه نین پارلاق اولدوزی گئتمه
وفالی شاعروی بوندان آرتیق اینجیتمه
سنی قسم وئریرم قهرمانلار ایماننا
اورکده حسرتی اولموش جوانلارین قاننا
شهید راه حقیقت اولانلارین قاننا
شرفلی خلق لرین ایستی قانلی میداننا
بیر آز دایان بو گئجه آیریلیق شرابین ایچک
او اکدیگین بو قزل گول لرین گلابین ایچک![]()
اگه عکس آنجلینا می خوایین بگین
این روزها احساس می کنم که چشمانت آهنگ تازه ای سر داده اند . گویی دیگر میل همراهی ندارند
نگاهت در نگاه کدامین اهریمن بدخواه افتاده که اینگونه بر من خشم می باراند .
دیگر در نگاه معصومت اثری از معصومیت نمی بینم
نگاهی که آتش به دلم زد چرا اینگونه سرد و خاموش است ؟؟؟؟؟/
دیگر در چشمان مهربانت اثری از مهر نیست
نگاهی که برایم مرهمی بود حالا مثل تیری زهر دار قلبم را می خراشد .
نگاهت را دوست داشتم چون برایم اشعه ی نوری بود که بر تاریکی قلبم چنگ میزد
و آن را به روشنایی مبدل می کرد . حالا نگاهت را نمی خواهم چون نگاه تو برایم مانند
جغد شومی است که بر تارک ویرانه می خواند و برایم نوید شبی طولانی را می دهد .![]()
چی کار داری می کنی شیطون ؟ دختر مردم رو می بوسی؟ وای وای وای
دوستم داری؟؟؟؟؟
دوستت دارم عزیزم

